ستاره زمین خورد و غم پا گرفت...عطش دستِ دریا رو بالا گرفتعطش تو هوای جنون پَر کشید...خدا عشق و خونو برابر کشیدیکی مردِ میدون شد و نور شد...یکی از کریم و کَرم دور شدیکی آخرش سر به نِیها گذاشت...یکی گم شد و عشقو تنها گذاشتبگو این سفر آخرش عشق بود...زم
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی


برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
دیگه این زندگی واسه درست شدن به معجزه نیاز داره
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی